سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
71
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
از مسجد بيرون رفت و در برابر مردم قرار گرفت و فرمود : چه لئامت طريقهاند مردمى كه از على عليه السّلام نكوهش مىكنند ، بديهى است كسى كه از على عليه السّلام نكوهش كند ، از من نكوهش كرده است و كسى كه از على عليه السّلام جدا شود و از وى مفارقت نمايد ، از من دورى و جدائى اختيار كرده است چرا كه « انّ عليّا منّى و انا منه » ، على از سرشت من آفريده شده است و من از سرشت حضرت ابراهيم عليه السّلام بوجود آمدهام و من برتر از ابراهيم عليه السّلام هستم ( تا آن جا كه خطاب به « بريده » فرمود ) يا بريده ! مگر نمىدانى كه موقعيت و اختيارات على عليه السّلام به پايهاى است كه شايسته است بيشتر از يك كنيز اختيار نمايد . او پس از رحلت من ، ولىّ شما و أولى به تصرف در جان و مال شماست ! « بريده » به عرض رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله تقديم داشت : به حق مصاحبتى كه با شما دارم ، دست مبارك را بگشائيد تا مجددا با شما بيعت كنم ! در اين هنگام از حضرتش جدا نشدم تا سرانجام با مقام مقدس نبوى صلَّى اللَّه عليه و آله تجديد بيعت كردم . « احمد » گويد : اين روايت را « طبرانى » در « الاوسط » ايراد كرده است . « متقى » هم در [ كنز العمال 6 / 154 ] روايت مزبور را بطور اختصار بيان كرده و افزوده است : حديث مورد بحث را « ابن ابى شيبه » از « عبد الله بريده » از پدرش روايت كرده است . [ همان كتاب 1 / 330 ] به سند خود ، از « عمرو بن ميمون » روايت كرده است كه گفت : در كنار « ابن عباس » نشسته بودم نه تن از عرب نزد او آمده و خطاب به او گفتند : مطلبى داريم كه بايد به اطلاع تو برسانيم ؛ اينك يا با ما بيا تا آن مطلب را براى تو بازگو كنيم و يا از كسانى كه در كنار تو مىباشند درخواست كن تا ما را با تو تنها بگذارند . « ابن عباس » گفت : براى شنيدن مطلب با شما مىآيم . - « عمرو بن ميمون » در اينجا اضافه كرده است كه اين اتفاق در موقعى بود كه هنوز « ابن عباس » نابينا نشده بود و خود به تنهائى مىتوانست راه برود و احتياجى